اربعین در قرآن
اربعین در قرآن

آیاتی که در آن لفظ اربعین بکار رفته چهار آیه شریفه است که سه مورد آن درباره قوم حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام است. و دو مورد از همین سه آیه درباره ملاقات این پیامبر بزرگ با خداوند است و آیه دیگر نیز ادامه همین موضوع است .
زیرا با رفتن حضرت موسی به میقات با خداوند و اینکه حضرت ده روز تأخیر داشتند با فریب سامری بنی اسرائیل گوساله پرست شدند و دست از یکتاپرستی برداشتند.بهمین خاطر خداوند به مجازات این عملشان آنها را از سرزمین خوش آب و هوایی که بودند چهل سال تبعید کرد. بطوری که در این چهل سال هر چه تلاش کردند نتوانستند به سرزمین خود باز گردند و به اراده خداوند دوباره سر جای اول برمی گشتند. و اینک آیات:
۱٫ وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ (۱) ؛ و(به یاد آورید) هنگامى را که با موسى چهل شب وعده گذاردیم؛ (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به میعادگاه آمد؛) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نمودید؛ در حالى که ستمکار بودید. خداوند(به موسى) فرمود: «این سرزمین(مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است(و به آن نخواهند رسید)؛ پیوسته در زمین(در این بیابان)، سرگردان خواهند بود؛ و در باره(سرنوشت) این جمعیت گنهکار، غمگین مباش!»
۲٫وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى لِأَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی فی قَوْمی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ (۲)
و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب(دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش(با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش. و(آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروى منما!»
(عیاشى) از امام باقر(علیه السلام) در خصوص آیه وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً نقل مىکند که فرمود: چهل شب در علم الهى مقدّر شده بود، اگر چه ظاهرا تقدیر بر سى شب بود و سپس خداوند ده شب بر آن افزود. (۳)
۳٫ قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقینَ (۴)؛ خداوند(به موسى) فرمود: «این سرزمین(مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است(و به آن نخواهند رسید)؛ پیوسته در زمین(در این بیابان)، سرگردان خواهند بود؛ و در باره(سرنوشت) این جمعیّت گنهکار، غمگین مباش!»
گوساله گفت: اى موسى این بندگان خدا بدبخت و مبتلا نشدند مگر به جهت اینکه در درود فرستادن بر محمّد و آل محمّد سستى کردند و در دوستى او و وصىّ او انکار ورزیدند و مرا به خدایى برگزیدند، حال که خداوند به واسطه سستى در صلوات بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت اطهرش علیهم السلام آنها را به گوسالهپرستى مبتلا نمود
تفسیر امام حسن عسگرى(علیه السلام) در خصوص آیه،وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ مىفرماید، موسى(علیه السلام) به بنى اسرائیل فرموده بود، وقتى که خداوند فرج شما را برساند و دشمنان شما را هلاک کند، کتابى از جانب پروردگارتان به نزدتان نازل مىشود که مشتمل بر اوامر و نواهى و مواعظ و امثال مىباشد، لذا وقتى فرج بنى اسرائیل فرا رسید، خداوند عزّ و جلّ به موسى فرمان داد که در میعاد او حاضر شود و سى روز روزه بگیرد و در کوه به مناجات بپردازد و موسى گمان کرد بعد از سى روز کتاب الهى نازل مىشود، لذا سى روز روزه گرفت و در شب آخر قبل از افطار مشغول مسواک زدن دندان خود شد، خداوند به او وحى کرد، اى موسى تو مىدانى که بوى دهان روزهدار نزد من از هر عطرى خوشبوتر است، پس ده روز دیگر نیز روزه بگیر و هنگام افطار مسواک مزن، موسى نیز چنین کرد، خداوند هم به او وعده داد که کتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل کند و چنین نیز شد.
وقتى سى روز گذشت و موسى بازنگشت سامرى به نزد جهال و مستضعفین بنى اسرائیل رفت و به آنها گفت: موسى به شما وعده داد که بعد از سى روز باز گردد، اکنون این مدّت سپرى شد و موسى باز نگشته، حتما موسى از امر پروردگار نافرمانى کرده و پروردگارتان اراده کرده که به شما نشان دهد مىتواند خودش به نفسه شما را دعوت کند و احتیاجى به ارسال موسى ندارد، آن وقت گوسالهاى را که ساخت خودش بود به آنها نشان داد، آنها گفتند: چگونه این گوساله مىتواند معبود ما باشد؟ … زمانى که موسى به سوى قومش بازگشت متوجّه گوساله شد و در حضور مردم به او خطاب کرد: اى گوساله آیا همان طور که این مردم گمان کردهاند، پروردگارت در تو حلول کرده؟ گوساله پاسخ داد: اى موسى، به خدا قسم منزّه است پروردگار ما از اینکه، گوساله یا چیزى مثل درخت یا هر مکان دیگرى او را در بر بگیرد … گوساله گفت: اى موسى این بندگان خدا بدبخت و مبتلا نشدند مگر به جهت اینکه در درود فرستادن بر محمّد و آل محمّد سستى کردند و در دوستى او و وصىّ او انکار ورزیدند و مرا به خدایى برگزیدند، حال که خداوند به واسطه سستى در صلوات بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت اطهرش علیهم السلام آنها را به گوسالهپرستى مبتلا نمود، چگونه شما از خذلان بزرگتر و دشمنى با محمّد(صلی الله علیه و آله) و على (علیه السلام) نمىترسید؟ در حالى که آیات و دلائل آشکار حقانیّت آنها را مشاهده کردهاید.(۵)
وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیَّتی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمینَ (۶)؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند، مادرش او را با ناراحتى حمل مىکند و با ناراحتى بر زمین مىگذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سى ماه است؛ تا زمانى که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد مىگوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و کار شایستهاى انجام دهم که از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوى تو بازمىگردم و توبه مىکنم، و من از مسلمانانم!»
عبد الرحمن بن کثیر نقل کرده که محضر امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم:
فدایت شوم از کجا براى اولاد امام حسین(علیه السلام) فضیلت و برترى نسبت به فرزندان امام حسن(علیه السلام) پیدا شد و حال آن که این دو بزرگوار در یک درجه مساوى با هم بودند؟
امام علیه السّلام فرمودند: نمىبینم که از من بپذیرید و قانع شوید ولى در عین حال مىگویم: هنوز حضرت امام حسین علیه السّلام متولّد نشده بود که جبرئیل به پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و عرض کرد: فرزندى براى شما به دنیا خواهد آمد که بعد از شما امّتتان او را خواهند کشت.
حضرت فرمودند: اى جبرئیل به این فرزند حاجتى ندارم. جبرئیل تا سه مرتبه خطاب مذکور را تکرار نمود …
پس حضرت پى حضرت فاطمه (سلام اللَّه علیها) فرستاده و به ایشان فرمودند: خداوند متعال شما را بشارت داده به فرزندى که بعد از من امّتم او را مىکشند. حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها عرض کرد: من احتیاجى به این فرزند ندارم. رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سه مرتبه خطاب مذکور را با ایشان تکرار نموده بعد فرمودند:
به ناچار در این فرزند امامت و وراثت از نبوّت و مالک شدن خزانه (انفال) خواهد بود.
حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها عرضه داشت: از خدا راضى شدم پس به امام حسین علیه السّلام حامل شد و شش ماه این حمل در شکم آن حضرت بود سپس وضع حمل نمود و فرزند شش ماهه به دنیا آمد و هیچ مولودى غیر از وجود مبارک امام حسین علیه السّلام و حضرت عیسى بن مریم شش ماهه متولّد نشد که زنده بماند… و چون حقّ تعالى این آیه شریفه را نازل فرمود: وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ … حضرت امام حسین علیه السّلام از خداى عزّ و جلّ مطابق همین آیه سؤال و درخواست نمود پس حقّ تبارک و تعالى طبق سؤال آن حضرت دعایش را مستجاب فرمود. (۷)
پی نوشت ها:
۱٫ سوره بقره، آیه ۵۱
۲٫ سوره اعراف، آیه ۱۴۲
۳٫ قصص الأنبیاء(قصص قرآن)، فاطمه مشایخ، ص : ۴۰۶ ، ناشر: انتشارات فرحان، چاپ: تهران، ۱۳۸۱
۴٫ مائده،۲۶
۵٫ قصص الأنبیاء، فاطمه مشایخ، ص ۴۰۶ و ۴۰۷
۶٫ ۱۵ أحقاف
۷٫ علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج۱، ص: ۶۶۷ تا ۶۶۹
منبع : www.shiaha.com
این وبلاگ درجهت شناسایی ومعرفی ودفاع از حریم ولایت نوشته شده است.